اختصاصی پایگاه خبری فضای نو : رسانه تخصصی طراحی داخلی


حامد شاهین فر
کارشناس معماری و کارشناس ارشد معماری داخلی
مدرس دانشگاه هنر
عضو جامعه معماران داخلی ایران
عضو کارگروه معماری داخلی اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان مبلمان ایران
رییس هیات مدیره در شرکت های هرم طرح پایاب، استاک طرح نو و مبلمان اداری دکوما



ساخت سرپناه، عمری به قدمت انسان دارد. در این راستا آثار و نقش و نگارهایی که در داخل سرپناه های اولیه یافت شد، قدمت و اهمیت معماری داخلی را حتی قبلتر و بیشتر از معماری نمایان می سازد. با پیشرفت نوع بشر، شکل گیری نیازهای ثانویه و کشف روش ها و متریال های جدید در ساخت بنا، کیفیت فضاهای زندگی و عمومی مورد توجه بیشتری قرارگرفتند که البته میزان و جایگاه انباشت ثروت، قدرتنمایی و پاسخ به نیازهای حاکمان و شرایط اجتماعی در دوره ها و تمدن های مختلف، باعث تفاوت در شکوفایی این هنر در دوران مختلف گردید.
پس از عصر روشنگری و ظهور انقلاب های کارگری در اروپا و برچیده شدن نظام ارباب رعیتی، و شکوفایی جنبش های هنری پیش از مدرن، تلاش های مردم طبقه متوسط برای ارج نهادن به معماری داخلی فضاهای مسکونی و سپردن طراحی داخلی این جنس فضاها به طراحانی که طرح آن ها به اولویتها و نیازهای مشتری پاسخ دهد، آغاز گردید و در ادامه و همزمان با ایجاد مدارس جدید، تربیت نیروی متخصص و چاپ کتب مختلف آرام آرام باعث شکل گیری حرفه و صنفی تحت عنوان طراحی یا معماری داخلی شد و بنا به مقتضیات حرفه، اولین نهادهای صنفی در اروپا و آمریکا تشکیل شدند. (برای مثال مدرسه تزیینات بریتانیا در سال 1899 راه اندازی و تا فقط تا سال 1915، در فهرست اعضای آن 127 نفر طراح داخلی وجود داشت. )
علیرغم اینکه این روند به دلایلی در کشور ما این چنین رخ نداد ولی کمی با تاخیر به گونه ای دیگر شکل گرفت. در سال 1339 معماری داخلی به عنوان رشته ای مستقل درایران در دانشکده هنرهای تزئینی تهران (دانشگاه هنر فعلی) شروع به فعالیت نمود. در پایان دهه ی 40 به کوشش اشخاصی همچون مرحوم متقی و مرحوم میربها، مرحوم وزیرزاده، ربانی، جزایری، پازوکی و روحانی اولین شرکت مهندسین مشاور با گرید معماری داخلی شروع به کار نمود که این جمع به همراه سایر فارغ التحصیلان، همانگونه که در ایران همواره همگام با ایجاد حرفه تخصصی، مرام نامه ها و تشکل های اصنافی ایجاد میگردید و سبقه داشت، در سال 1353 نسبت به ایجاد نهادی به نام کانون معماران داخلی و تزئینات ساختمانی ایران اقدام نمودند.
در سال های پیش ازانقلاب1357 رشته و هنر معماری داخلی به تبع رشد اقتصادی فزاینده آن سال ها، همچون سایر هنرها از قبیل ادبیات، موسیقی و… دوران طلایی خود را می گذراند. ولی با وقوع انقلاب اسلامی و شرایط اجتماعی پس از آن و در ادامه تعطیلی دانشگاه ها به دلیل انقلاب فرهنگی، آموزش در این رشته متوقف و با بازگشایی مجدد دانشگاه ها نیز با توجه به کج سلیقگی ها و با توجیهات غیر معقول، نسبت به حذف این رشته در دانشگاه ها اقدام شد و عملا آموزش آکادمیک معماری داخلی و به تبع آن کانون های صنفی و حقوقی این رشته به محاق رفته و تعطیل گردید.
در نهایت در سال1384 با تلاشهای بزرگانی همچون دکتر حافظی، دکتر کیانی و دیگر اساتید بزرگوار دانشگاه هنر، مجددا دانشکده هنرهای تزیینی، که حالا به دانشگاه هنر تغییر نام داده بود، پرچم دار احیا دوباره آموزش معماری داخلی در کشور و بازگشایی مجدد این رشته، و این بار در مقطع کارشناسی ارشد گردید ، که در ادامه و با توجه به نیازانباشته شده حاصل ازسالها بی¬توجهی در بحث آکادمیک، این رشته در سایر دانشگاه ها و مقاطع مختلف تحصیلی نیز ایجاد شد که در این امر هم مسیر افراط در پیش گرفته شد.
و اما اکنون ماحصل این تلاش ها در وضعیت فعلی کشورمان چیست و چگونه است ؟
به اعتقاد نگارنده علیرغم تلاش های صورت گرفته در این مسیر، و با وجود ظهور طراحان جوان ولی قابل با ایده های نو و حرفه ای¬های دغدغه مند، جامعه معماری داخلی ایران را آسیب¬های زیادی تهدید می¬کند. در این راستا حل و فصل و یافتن راهکارهایی برای مقابله با این تهدیدها، در همین ابتدا میتواند وجود نوپای معماری داخلی ایران را تناورتر نماید. اما این آسیب ها چیست، چه پرسش هایی مطرح است و چه راهکارهایی برای حل آنها پیشنهاد میشود.
1- حضور جمعی کم سواد در غالب طراح داخلی، سازنده، فعال صنعت ساختمان، سخنران انگیزشی و رویا فروش ، توسعه هنده برند در صنعت ساختمان، ایونت گذار ، عموما در مناطق شمالی تهران که کوچکترین فضیلتی برای ارزش های والای معماری و معماری داخلی ایران قائل نیستند و بدون کوچکترین رزومه قابل توجهی سعی در غالب کردن ارزش های عموما تقلبی و نازل خود در قالب رویداد های زرد و بدون بهره با هدف سود مالی و برندینگ شخصی برای مخاطب نا آشنا به حرفه دارند. واقعا آنچه در این همایش ها می گذرد چه دستاوردی داشته ؟ آیا کنار هم نهادن اثر فاخر استاد حسین امانت و ساختمانهایی با نماهای التقاطی و ناهمگون و… و نام گذاری آنها به عنوان نمادهای درجه چندم پایتخت، خیانت به ارزش های معماری ایران نیست؟ آیا صرف حضور مداوم در شبکه های اجتماعی و ارائه اطلاعات زرد و غلط در غالب مثلا رنگ پرده مناسب برای اتاق پذیرایی و یا فنگ شویی و غیره مسیر درستی برای طراح داخلی جوان و جویای نام ایرانی است؟
در سال های اخیرعلیرغم تلاش های پایگاه های خبری تخصصی و بسیاری از دغدغه مندان چهره بسیاری ازاین کاسبان معماری داخلی برای مخاطب روشن شده ولیکن هنوزکافی نیست و راه درازو پر پیچ و خمی در پیش است.
2- در سالهای گذشته و دوران سازندگی پس ازجنگ، تعدادی پروژه در سطح ملی برای معماری داخلی تعریف، طراحی و اجرا شد. ساختمان های فاخری چون معماری داخلی مجلس شورای اسلامی، ساختمان اجلاس سران کشورهای اسلامی، کتابخانه ملی و… نمونه هایی از این پروژه هاست ولی آیا سهم معمار داخلی ایرانی از پروژه های ملی همین قدرناچیز و خلاصه است؟ و چرا در معدود پروژه های ملی در حال طراحی و اجرا معماران داخلی به عنوان یکی از دیسیپلین ها حضور تاثیرگذاری ندارند؟
3- نحوه انتخاب معمار داخلی برای پروژه های بزرگ و ملی دارای چه ساز وکاری است ؟ چه ساز و کاری باعث این خروجی ضعیف در کیفیت فضای داخلی پاویون ایران در اکسپوی دبی و یا معدود پروژه های مشابه شده است ؟ البته این درد مشترک هم به معماری و هم به معماری داخلی آسیب زده است و می بایست مسابقات معماری داخلی بر اساس مصوبات شورای عالی شهرسازی و معماری برگزار و انتخاب طراح بر این اساس صورت پذیرد.
4- تعدد مراکز آموزشی معماری داخلی، از نظر تعداد شاید متناسب با تعداد علاقمندان این رشته باشد ولی قطعا متناسب با امکانات کشور به لحاظ فیریکی و علمی نیست. چه اصراری به برگزاری کلاس های متعدد دانشگاهی هست وقتی تعداد اساتیدی که شایسته تدریس در این حوزه باشند مناسب نیست؟ اینگونه است که علیرغم تعداد زیاد فارغ التحصیلان، استخدام نیروی کارآمد به معضل بزرگی برای شرکت ها و دفاتر تبدیل شده است.
اما راهکار چیست و از کجا باید شروع کرد؟ قطعا این معضلات و مشکلات دارای پاسخ های متعدد ازدریچه های مختلف می باشد ولی آنچه سهل تر، در دسترس تر و زود بازده تر است، همان راهی است که در دنیا طی شده، یعنی ایجاد سازمانی جهت تنظیم فعالیت صنفی، رتبه بندی و صدور پروانه یا اجازه کار فعالین حرفه.
در کشور ما جامعه مهندسان مشاور، سازمان نظام پزشکی، کانون وکلا و… جزو نهاد های صنفی تاثیرگذار در حیطه خود هستند. در همین راستا جامعه معماران داخلی ایران علیرغم سبقه بسیار طولانی و زحمات بی شائبه ای که در طول سالها متحمل شده است به دلایلی که شاید دراین مبحث نگنجد، هرگز نتوانسته نسبت به ایجاد وحدت رویه و سازو کاری برای جهت دهی، نظارت عالیه، چانه زنی با ارگان های متولی و نظم بخشیدن به حرفه، آن طور که باید اقدام کند.
شاید احیا و موثرتر بودن این جامعه و یا هر تشکل یا اتحادیه حرفه ای به عنوان نهاد صنفی بتواند بخش زیادی ازمعضلات فوق را حل کند.
نا گفته پیداست این مهم جز با حساسیت بیشتر خود معماران داخلی نسبت رشته و حرفه خود و قبال بیشتر به فعالیت صنفی میسر نیست.
به امید آن روز