اختصاصی پایگاه خبری فضای نو : رسانه تخصصی طراحی داخلی


از زمان درگذشت مرحوم مهسا امینی شاهد افزایش موضع‌گیری‌های سیاسی معماران و هم قدمی با جریانات اجتماعی مردمی بوده‌ایم. اگرچه قبل از آن هم منطقاً معماران در بزنگاه‌های سیاسی نظرات خود را ابراز می‌کردند و حتی به سمت یک حزب یا نامزد انتخابات ریاست جمهوری، مجلس و یا شورای شهر چرخش و اقبال نشان میدادند. اما به نظر می‌رسد اخیراً نقد از حاکمیت و طرح مشکلات کشور نه از سر دلسوزی، وطن پرستی یا حتی موضع تخصصی یک کارشناس که تنها روشی برای عرض اندام، برندینگ شخصی، لاپوشانی مشکلات خود به گونه ای ریاکارانه و ظاهری مردمی و صد البته در غالبی بدون هزینه شده است. اتفاقی که در علوم سیاسی به آن پوپولیسم یا عوام فریبی می‌گویند.

دفاتری که در اوج تعطیلی های سیاسی و در همراهی با جریان اجتماعی یک روز هم آتلیه‌های خود را مرخص نکردند و با اکثر نهادهای نظامی امنیتی پروژه داشته و دارند، با ژست روشنفکری و اپوزیسیون نمایی میکوشند که جایگاهی اجتماعی برای خود دست و پا کنند.

بعید است این افراد بدنبال پستهای سیاسی باشند و فقط این روش را به چشم ابزاری برای چهره سازی از خود، حضور پر رنگ تر در برنامه ها و همایشهای عموما زرد و گرفتن اقبال عمومی بیشتر و به تبع آن پروژه های لوکس تر نگاه می کنند، چیزی شبیه به ابزاری برای برای موفقیت شخصی.

برخی باور دارند این افراد مشکلات مالی ندارند بلکه از نظر حرفه‌ای اشباع نشده و از عدم ارجاع پروژه‌های بزرگ دولتی و ملی دلخور هستند. آثاری همچون موزه هنرهای معاصر یا کتابخانه ملی و امثالهم. البته که این نظر صحیح است و این ایراد قویا به حاکمیت وارد است، اما آیا این افراد واقعا اکنون خود را در سطح کامران دیبا و هادی میرمیران و یوسف شریعت زاده و… می‌بینند؟ اشتباه در ساختار اداری ارجاع پروژه در کشور بر کسی مشهود نیست اما خود این افراد برای حل مشکلاتی از این دست تاکنون چه کرده‌اند؟

کاش ما معماران این انرژی را صرف تفکر و طراحی راهکارهایی برای حل بحران مسکن در کشور می‌نمودیم و با استناد به خط و برنامه صحبت میکردیم. احتمالا اینگونه حرف ما اثرگذارتر بود. کاش در پی ارتقای آموزش معماری، در فکر صادرات خدمات مهندسی، در پی تطابق اقلیمی و اجتماعی آثار خود در سطح کشور بودیم و نه فقط منطقه یک تهران! کاش این انرژی خرج توجه به حقوق اولیه نیروهایمان در دفاتر خودمان شود که گاها خود یک دیکتاتوری کوچک است و روزی نیست که گزارشهای آن به حقیر نرسد. انتظار میرود جوانان، دانشجویان، دفاتر نوپا تحت تاثیر وسط بازی یا رفتارهای ضد اخلاق برخی قرار نگیرند. شنونده باید عاقل باشد!

27 دی 1402