اختصاصی پایگاه خبری فضای نو : رسانه تخصصی طراحی داخلی


جایـــگاه طـــراحی داخـــلی

آرایه هایی برای طراح داخلی

در میان مجموعه های مکتوب بی شمار از تاریخ پر فراز و نشیب معماری در ادوار مختلف، آنچه بیش از همه چون حفره ای خلا آلود رخ نمایی می کند، فقدان هویت و نقش مبهم طراحی داخلی در این طیف وسیع تاریخ نگاری هاست. حال آنکه، در دوره تاریخ کنونی، این حرفه خود جایگاهی ویژه یافته، آنچنان که هویت انسانی، هویت اجتماعی و حتی رویکرد های تجاری و سیاسی را در چهارچوب متمایزی شکل می بندد. نیاز های بشر در این ادوار مختلف خود بنیان شکل گیری روش ها و رویکرد های حرفه ای در زمینه های مربوط به فضا، سرپناه، ساختمان، و هر آنچه که به ساخت مرتبط می گردد، بوده است. غار های انسان اولیه، چادر انسان ییلاقی، کلبه انسان کشاور، ساختمان انسان شهر نشین، آپارتمان های مدرن انسان صنعتی و همه و همه نتیجه نیاز های بشر بوده اند. در این دوران با سرعت تکنولوژی و تغییرات شکل گرفته در شیوه زندگی و اجتماع و حتی داد و ستد افراد، طراحی داخلی می تواند حرفه ای متمایز برای پاسخگویی به طیفی از نیازهای بشر در این دوران باشد.

صرف نظر از اهمیت و جایگاه ویژه معماری در شکل گیری ابعاد مختلف زندگی بشری، چه به عنوان بستری از نمای شهری برای زندگی اجتماعی و چه به عنوان پیکری متشکل از فضاهای زندگی فردی، طراحی داخلی خود به عنوانی حرفه ای مستقل تنها راهِ دمیدنِ روح حیات به منظور جریان یافتن زندگی است. اینک معماری به واسطه محدودیت های مختلف ناشی از بودجه، سطح اشغال و بالاتر از همه ضوابط و مقررات حاکم بر آن، تا آنجا تقلیل یافته که در اکثر موارد، صرفاً پوسته ای دو بعدی در جداره بیرونی ش می تواند تمایزی از خلاقیت هنری خود را نمایان کند. معماری که پیش از این حرفه ای درآمیخته با هنرمندان صنعت گر بود، اینک به واسطه صنعتی شدن اجزای تشکیل دهنده اش، تنها نیازش توانمندی در حل مسائل فنی و مهندسی است و با رعایت ساختاری از پیش تعریف شده به پلان و در نهایت حجمی با حداقل تغییرات نسبت به پیش از خود نائل می گردد! حال، آیا می توان با عبور از سد های سهمگین مهندسی و ضوابط و الزامات، و پس از آن، در نوردیدن طوفان های عظیم بودجه کارفرمایی و محدودیت زمین و همسایگی، به حداقلی از کیفیت معمارانه دست یافت؟ آیا میدانی برای بروز حداقل خلاقیت در این حجمه بی کران محدودیت ها برای معمار یافت می شود؟

بدین نگاه، به نظر می رسد طراحی داخلی تنها ممر بیان خلاقانه از اجزایی با ترکیبی هنرمندانه از سایر هنر ها و نه فقط مباحث مهندسی برای بشر است. طراحی داخلی که نه فقط به دنبال رنگ آمیزی چند جداره و نهایتاً تغییر جنس کفسازی فضا باشد، باید بسیار بی پروا در میان حوزه های مختلف هنری حرکت کند تا در ترکیبی حیرت انگیز به خلق فضایی با هویت دست یابد. شاید اینک محدودیت های ضوابط دیگر به چشم نیاید، شاید بودجه آنقدر ها هم در سطحی پراکنده و وسیع نیاز نباشد، شاید نگاه به موضوع بسیار عمومی و کل نگر نباشد و برای فرد یا افراد خاص با ویژگی ها و یا اهداف مشترکِ مشخص نقش ببندد. طراحی داخلی فراسوی معماری های شمایل گونه، در جست و جوی خالص ترین هویت های فضایی برای مسائل انسانی است.

طراحی داخلی، روندی است برای تعریف و یا بازتعریفی از فضا که اختصاصاً برای عملکردی مشخص و فردی با جهان بینی منحصر به فردش خلق شده است. حرفه ای که هرچند نیازمند تسلط بر جزئیات فنی است، می بایست احاطه کافی بر حوزه های مختلف هنری داشته و مجهز به دانش انسان شناسانه باشد. حال، در این همنشینی بی واسطه هنرها، می توان در کاوشی بی وقفه صحنه های خلاقانه بی شماری را یافت. تفکر خلاق در طراحی داخلی یک الزام است و اگر با نگاهی حداقلی به آن وارد شود که فقط تغییری در چند متریال کف و جداره باشد و چیدن دو دست مبل، قطعاً نمی توان برچسبی از حرفه ای به نام طراحی داخلی را بر آن اطلاق کرد. طراحی داخلی نیازمند خلاقیتی است که تا آنجا که می شود از محدودیت ها و دنیا قطع شده است.

امروزه طراحی داخلی در یک خانه خصوصی یا خانوادگی به عنوان حداقل نیاز انسان معاصر بوده و با تحولات عظیم الکترونیکی و پس از واقعه کرونا، آن خانه دیگر فقط سرپناهی برای خواب انسان نیست. می بایست مجموعه ای از نیاز های انسان معاصر را پاسخگو باشد. شکل گیری جداره ها و تعریف ریزفضاهای از پیش تعریف شده قطعاً نمی تواند یارای پاسخگویی این نیاز ها باشد. اینجاست که اهمیت طراحی داخلی موضوعی متمایز در عملکرد و شکل گیری فضای معمارانه می شود. و آنقدر نقشی ویژه و حیاتی می یابد که می تواند با یک میز در میان صبحانه خوری کوچکی روابط خانواده ای را دوستانه تر و یا با کتابخانه ای سرنوشت کودکی را دگرگون کند. اعتقاد به تغییری فزاینده بر کیفیت زندگی.

با نگاهی دقیق تر می توان یافت، جایگاه طراحی داخلی در ظرف محدود خانه و ویلا (مسکونی) قرار نمی گیرد و این جایگاه در فضاهای جمعی، محیط های کار و حتی مکان های فرهنگی یا هر محیط جمعی دیگری اهمیتی دوچندان دارد.  مطالعاتی که همه نشان از دستیابی به حداکثر بهره وری و یا بیشترین میزان سود دهی دارند. فضاهایی که نه فقط بعد جسمانی بلکه بعد روحی افراد را هدف قرار می دهد. موضوعی که در دوران اخیر نه فقط یک امتیاز بلکه به عنوان یک الزام برای فضاهای اداری و تجاری و فرهنگی بدل شده.

قدمی فراتر بگذاریم. طراحی داخلی دیگر در میان چهارچوب فضاهای داخلی نیست، که در حال ورود به شهر و نهایتاً در شکل دادنِ نمای شهری نقش دارد. این حرفه که از نامش به نظر می رسد در پسِ جداره های به هم پیوسته شروع می شود، چگونه می تواند نقشی شهری و برون گرا یابد؟ با توجه ویژه به کمینه گرایی هر چه بیشتر در طراحی معماری های روز دنیا در طراحی نماهای بیرونی، فرم نما که زمانی مملو از نقش و نگار و متریال های سلب بود، اینک به نهایت شفافیتش رسیده و این فضای داخلیِ رستوان و کافه و فروشگاه ها و لابی ادارات است که عریان در میان کوچه و گذر ها سرک می کشد و صحنه ای آغشته از رخدادهای پر شور درون خود را به عابران نشان می دهد. حال این صحنه جز اهمیتِ جایگاه و هویت طراحی داخلی می تواند باشد؟

طراحی داخلی، ایجاد کننده فضا نیست، خلق کننده هویت کاربران و کاربری آن است. فرآیندی مبتکرانه و خلاقانه که به مسئله پاسخ می دهد و با تسلطی مکفی بر دیتیل ها و جزئیات فنی هویت فضایی را می پروراند.

استودیو معماری شهر پل یادمان

شهربانو پارساکیان | دانیال شاملو

اسفند ماه 1402