چگونه میتوان الگوریتمهای فرمال را اولویت اول رویکرد شکلگیری فضا قرار نداد؟
چگونه میتوان با تعریف یکپارچگی طرح و ساخت، مبتنی بر میراث سرزمینی، فرصتهایی برای امکانپذیری فرم و فضای جدید ایجاد کرد و از موانع سنتی یا تقلیدی، بوروکراتیک، مالی، تکنیکی و زمانی عبور کرد؟
بسیاری از آرزوهای مدیریتی و شهروندی در مواجهه با این دو سوال یا رنگ میبازند یا تغییر شکل میدهند. به همین دلیل، عمده پروژههای اقتصادی از کیفیتهای فضایی و عملکردی دور میشوند یا از ابتدا انجام نمیشوند و یا ناقص میمانند. و اقبال استفاده حضوری و مجازی نصیب محدود پروژه های لوکس و فاخر و جشنواره میشود.
انتظار اولیه این بود ؛ ساختمان متروک نامطمئن و پر معارض یا فروش و تخریب شود، یا با هزینه و زمان قابل توجه احیا شود و به بنای اداری دولتی متعارف با اشکال ایرانی و اسلامی تبدیل گردد. از سوی دیگر، می شد که معماری به کمک احیا و بازتعریف هویت نهاد منحلشدهای بیاید که مأموریتش پرورش دانشآموزان نخبه و مستعد است و باید اعتماد و حمایت دولتمردان، شهروندان، دانشآموزان و خانوادههایشان، و فارغالتحصیلان را به عنوان سرمایههای اجتماعی جلب کند.
با وجود محدودیتهایی که اصل مأموریت را منتفی میکردند، راهبرد طراحی از مدل متعارف و دیسیپلینهای چهارگانه به فرآیند یکپارچه، گفتوگو محور و خود توسعهگر تغییر کرد. این تغییر امکان بهرهمندی همزمان از امکانات را فراهم میکرد. سناریو و تعریف فضاها همزمان با سفارش مصالح و تأسیسات تا طراحی مبلمان شکل میگرفت. در حالی که عملیات رفع معارضین و تخریب و مقاومسازی انجام میشد و معماری هنوز در مرحله مطالعات و امکانسنجی بود، قدمهای طراحانه برای بهرهبرداری اجتماعی برداشته میشد. تغییرات اجتماعی و محدودیتهای مالی توسط تیم کوچک، چابک و متمرکز طرح و ساخت قابل هضم میشد و انعطاف در تغییرات معماری و ساخت را امکانپذیر میکرد.
تأثیرات هویتی درخواستشده از طراحی، عمیقتر از پیرایهها و پوستههای شکلی و شعاری، در تأثیرگذاری بر ساختارهای فضایی، تهویه و نور، شفافیت و سیالیت و ساده گرایی و کارکردهای چندمنظوره؛ اصول بنیادین معماری سرزمینی نمود پیدا کرد. این امر موجب میشد فضاهای ایجادشده انطباقپذیری بالایی با معیارهای جهانی توسعه پایدار داشته باشند و علاوه بر مدیریت مصرف انرژی و ساخت، در زمینههای فرم، توسعه اجتماعی، دانش و بهرهوری نیز گسترش یابند.
علیرغم محدودیتهای بودجه و زمان، خلاقیت و حل مسئله در مدیریت اداری و مالی و پشتیبانی تامین، با راهبری طرح آمیخته شد ونتیجه را تبدیل به اولین در فضای دولتی کرد . بخش عمدهای از عناصر مکمل معماری و تجهیزات توسط اولیا و فارغالتحصیلان تهیه شده است و بخشی از تزئینات و محتوا از جمله تالار افتخارات نیز توسط دانشآموزان و هنرجویان سمپاد آماده گردیده است.
تبدیل دفاتر سنتی اداری به دفاتر باز، حضور فضاهای اجتماعی و غیررسمی، ایجاد امکانات جانبی ورزشی، تفریحی، آموزشی.اقامتی،استودیو، سالنهای جلسات و معاشرتهای بین نسلی، همچنین ایجاد باغبام، گلخانه و حیاط چندمنظوره… و تراسهای معلق بر پایه انرژیهای طبیعی و نو و بازیافت منابع پسماند، نوع دیگری از زیباییشناسی را میطلبید که بتواند این تنوع و ناهمگونی را همنشین سازد.باز بودن چهار طرف ساختمان و نوع تقسیم بندیها امکان گردش هوا همزمان با عایقسازی پوسته ها را فراهم کرده و موجب شد در ماههای کمتری نیاز به انرژی فسیلی و الکتریسته باشد. ضمن اینکه بخشی از انرژی و آب بازیافت میشود.
این رویکرد میتواند به الگووارهای برای دیگر مراکز مشابه سمپاد تبدیل شود که به دلیل کمبود منابع از نبود امکانات و هویت بصری و فضایی رنج میبرند. ضمن اینکه نیم نگاهی به جذابیت اشیا و فضا برای ترکیب جمعیتی مخاطب امروزی نیز داشته باشد.
همچنین این پروژه باید بستری برای همافزایی بینالمللی و داخلی نخبگان و شهروندان درون و بیرون سمپاد فراهم میکرد. زندهسازی در چنین پروژههایی ارزش را به نساختن و نیالودن شهر و خلاقیت طراحی زاییده شده از درون آنها میدهد. چیزی بیش از ماموریت طرح و ساخت متاثر از هژمونی قدرت و ثروت.خلاقیت شکل و جزییات در مقیاس یک به یک اتفاق افتاده و به کمک دیدگاههای راهبردی و اصلاحات طی مسیر، مقایسهپذیری آنها را با معیارهای رایج مسابقات و جوایز کاهش میدهد و تاثیر برایند سلیقه ی کاربران، توان مجریان و همجواری و همسایگی ها، بر معماری و ترکیب بندی و مصالح، در طراحی لحاظ شده است. تصاویر بیروتوش و حضور سرزده بیشتر از طریق حس زندگی و ارتباط چند حسی و گفتگوی درون آنها و نه در قالب تولید محتوای مرسوم قابل سنجش میشود. تنوع شکلی به محتوا و رویدادها داده شده و نه احجام و کالبد.
این رویکرد امکان خود مراقبتی، توسعه پذیری و ویرایش فضاها را امکانپذیر کرده است و تعامل با پروتکلهای از پیش تعیین شده دیوانسالارانه به چالش میکشد.
از آنجا که سازمان بهرهبردار خود در جریان رشد پروژه بوده است، امید میرود که با فضا به مثابه باغبان رفتار شود نه نگهبان.
از احیای سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان ، ساختمانی نیمه متروک، ۱۳طبقه روی زمین و ۳طبقه زیرزمین، حدود ۵۵ ساله در اختیار سازمان قرار گرفت. با تصمیم مدیریت و مشارکت گروهی از خانواده سمپاد (کارکنان،فارغ التحصیلان، اولیا و دانش آموزان)مجموعه ای شامل دفاتر و فضاهای اداری، اجتماعی و کاربری های مکمل خدماتی شکل گرفت .
به دلیل اقتصادی بودن پروژه و محدودیتهای زمانی و اداری و الزامات کالبدی، از ابتدا ساختاری چابک، منعطف و خلاق طراحی شد که بتواند همزمانی عملیات رفع معارضین ، تخریب، تخلیه و مقاوم سازی، سناریوی بهره برداری فضا، تاسیسات و معماری داخلی، تجهییز و مبلمان و ایمنی را به صورت فراگیر ، در تعامل با نهادهای اداری و شهری ، راهبری کند.
به دلیل همزمانی فرایند طراحی،پیش تولید و اجرا، شروع تخریب تا استقرار اولین تیم بهره بردار ۸ ماه زمان برد. تکمیل و تجهییز و تست بهره برداری در ۸ ماه دوم انجام شد و سپس نوبت به تعریف محتوی و تجهییز فضاهای جمعی باز و بسته رسید.
ضمن پایبندی به درخواست کارفرما مبنی بر هویت مورد تقاضا و استانداردها و الزامات اداری و قانونی بهره بردار و نهاد های نظارتی، رویکرد پایداری در طراحی، روش و مصالح و محصولات ، انرژی و کاربرد و نگه داری و توسعه … ایجاد فضای خلاق نسل نو در دستور کار بود.
همنشینی فضاهایی مانند باغ بام خود گردان، با الکتریسیته و آبگرم خورشیدی وپیشبینی تامین هوای پاک و گلخانه هوشمند هایدروپونیک چهار فصل ، ذخیره آب باران و باز یافت بخشی از آبهای مصرفی فضای حوزه ریاست و تشریفات، واحد اقامتی، فضای مشاوران دفاتر باز و فضاهای مشترک ورزشی و خدماتی، پذیرایی مبلمان اختصاصی نسل نو، استودیو ها، سالنهای چند منظوره و جلسات ، فضاهای گفتگو ، مرکز علوم، کافه، باشگاه افتخارات، آشپزخانه صنعتی، اقامتگاه نمازخانه و سالن های مراسم، فروشگاه، برق اضطراری، سیستم اعلام و اطفائ حریق و اتاق سرور و قرنطینه آزمون، انبارها و مخازن آب و حیاط نیمه مسقف موجب بازگشت ایمنی و رفاه و هویت به یک فضای چند عملکردی عمومی جهت معاشرت شهروندان، دانش آموزان و دانشجویان ، کار آفرینان و متخصصان و مدیران شد و میتواند به عنوان اولین نمونه، بخصوص الگویی برای بخش دولتی، جهت احیا و انتشار هویت و برند فضاهای با رویکرد مشابه شود.
ساختمان مرکزی سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان
همزمانی طرح و اجرا طی سالهای :۱۴۰۰_۱۴۰۱
موقعیت:تهران. ابتدای خیابان طالقانی. ضلع شرقی دانشگاه تهران
زیر بنا:۵۵۰۰متر شامل۱۳ سطح روی زمین و ۴ سطح زیر زمین و حیاط
طراح و راهبر اجرا(مدیر پروژه): مجید کریمی
مشاور عالی :حامد قلمزن اشرف. حمیدرضا موسوی
تیم طرح و اجرا: محسن تمیزی. جواد رحیمی. مریم نقابی. عرفان معینی
مشاور تاسیسات : بهرام هرگاهی
مشاور سازه:مهدی مهربانی
پشتیبانی: جواد قاسمی
تاسیسات: صابر محمودی. حسین عجمی. فرشید منتشلو
نور:فاد.مازی نور.شعاع
ابنیه : شاملو
مبلمان: کامادیزاین.بابل.ثمین صنعت.نظری
گل و گیاه:گیتی گل رامسر
و گروههای امانی تحت نظارت تیم اجرا










